خرید بک لینک

درباره سایت

M E SS E N G E R

بی تو بی نگاه کردن به چشمان تو بی داشتن تو نه نه باید تصحیح کنم همه بی ها رو باید بردارم بکار بردن بی در کنار اسم تو حکم مرگ منه پس میگویم باتو با نگاه کردن به چشم های تو با داشتن تو جون میگیرم ریشه میکنم رشد میکنم قد میکشم مثل پیچک تنیده دور دیوار خانه میرم بالا به عرش میرسم باتو با داشتن تو دیگر نمیگویم بی این کلمه کنار اسمتو منفوره شومه بی معنیه اصلا بی تو مگر میشود نفس کشیدباتو زنده ام با تو نفس میکشم با تو معنی میشم خط به خط کلمه به کلمه واژه به واژه اسمم احساسم نگاهم معنی میشه فقط با تو با حس داشتنت با حس بودنت با خوندن نگاهت با لبخندت بمون با من باش نذار جملاتم حرفام پر از کلمات شوم بی تو بشه بمون با من بمون.
داستان،داستانعاشقانه ،عشق ،داستانکوتاه ،رمان ،داستانعشق ،داستان،داستانعاشقانه ،عشق ،داستانکوتاه ،رمان ،داستانعشق ،داستان،داستانعاشقانه ،عشق ،داستانکوتاه ،رمان ،داستانعشق ،داستان،داستانعاشقانه ،عشق ،داستانکوتاه ،رمان ،داستانعشق ،

داستان کوتاه

داستان عاشقانه

داستان کوتاه جدید


داستان جذاب حقیقتی پنهان


داستان های كوتاه


در اتاقو قفل کرد
پرده پنجره اتاق رو کشید
نشست روی صندلی
ُسیگار نیمه کشیده شو برداشت و پک عمیقی بهش زد
تاریکی و دود بود که در هم می آمیخت
و مرد , با چشم های نیمه باز و سرخ ,
به این هم آغوشی رخوتناک , نگاه می کرد
دود سفید و تنبل سیگار , مواج و ملایم , در آغوش تاریکی فرو می رفت و محو میشد
انگار تاریکی , دود رو می بلعید و اونو درون خودش , خفه می کرد
مرد از تماشای این هماغوشی بی رحمانه , سرگیجه گرفت و به سرفه افتاد
....
 ادامه مطلب کلیک کنید.......

 

برچسب: نویسنده: parsa تاريخ: دوشنبه 11 دی 1391 ساعت: 23:49

صفحه بندی